اختصاصی گرین/

گرین : در سالي که معاويه پس از قتل حجر به مکه آمده بود، حسين بن علي عليه السلام را ملاقات کرد. به امام حسين عليه السلام گفت: آيا خبر دار شدي که با حجر و يارانش و پيروان او و شيعيان پدرت چه کرديم؟

کد خبر: ۱۴۷۴
تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۰۲

 - كشتيم و كفن كرديم و برآن‌ها نماز خوانديم و دفنشان كرديم!

 

در احتجاج طبرسي، ج 2، ص 19 و کشف الغمه، ج 2، ص 240 آمده است: در سالي که معاويه پس از قتل حجر به مکه آمده بود، حسين بن علي عليه السلام را ملاقات کرد. به امام حسين عليه السلام گفت: آيا خبر دار شدي که با حجر و يارانش و پيروان او و شيعيان پدرت چه کرديم؟

امام پرسيد: چه کرديد؟

معاويه از روي طعنه و استهزا گفت: آنان را کشتيم، کفن کرديم و بر آنان نماز خوانديم و به خاک سپرديم.

حسين بن علي(ع) خنده‌اي کرد و فرمود: اي معاويه! آنان روز قيامت با تو به دشمني بر مي‌خيزند. ولي... ما اگر پيروان تو را مي‌کشتيم، نه کفن مي‌کرديم، نه بر آنان نماز مي‌خوانديم و نه به خاک مي‌سپرديم! (يعني آنان را مسلمان نمي‌دانيم)

2 – آيا شيطان اجازه مي‌دهد كه عَمله‌هاي يهود عبرت بگيرند

ابن اثير، در صفحه 24 از جلد 4، الکامل، آورده است: وقتي مختار در کوفه قيام کرد، کساني را در پي محمدبن اشعث (از عوامل تحويل دهنده حجر به زياد) فرستاد. او گريخته بود. به دستور مختار خانه‌اش را ويران کردند و با خشت و گل آن، خانه حجر بن عدي را که ابن‌زياد خراب کرده بود، بازسازي کردند.

3 – خشم خدا و ملائك به نفع شهداي مرج العذرا

ابن حجر، در «الاصابه»، ج 1، ص 329 نوشته است: وقتي معاويه به سفر حج رفت، به مدينه آمد. مي‌خواست به ديدار عايشه رود. عايشه اجازه نمي داد و اعتراضش يکي بر کشته شدن محمدبن ابي‌بکر بود، يکي هم بر شهادت حجر، که هر دو به دست معاويه انجام گرفته بود. معاويه آنقدر عذر خواهي کرد تا عايشه راضي شد. عايشه براي معاويه اين حديث پيامبر را خواند که فرموده بود: در مرج العذراء گروهي کشته مي‌شوند که خداوند و آسمانيان به نفع آنان خشمگين مي‌شوند.

4 – مارا مثل كافران مي‌كشند! و مثل مؤمنان دفنمان مي‌كنند

در كتاب «الدرجات الرفيعه»، ص 428 آمده است: بارها از حجر و يارانش خواستند که از امير المومنين علي(ع) بيزاري بجويند تا آزاد شوند؛ ولي آنان زير باز نرفتند و پذيراي شهادت در راه عشق مولا شدند. قبرهايي براي آنان کندند، کفن‌هايشان را آماده ساختند. حجر گفت: مثل اين که کافريم، ما را مي‌کشند و مثل آن که مسلمانيم، ما را کفن مي‌کنند!

5 – اول كسي كه در «مرج العذرا» تكبير گفت را همانجا! كشتند

در اعيان الشيعه، ج 4، ص 580 مي‌گويد: سرزمين مرج العذراء (منطقه‌اي سرسبز در حدود 20 کيلومتري دمشق) که بازداشتگاه حجر و ياران او شده بود، از جهتي براي حجر بن عدي، عزيز و خاطره‌انگيز بود. در فتح اين سرزمين و گسترش دامنه اسلام به آن سامان، حجر بن عدي نقش داشت. در زمان خليفه دوم آن ديار، آغوش به روي اسلام گشود. وقتي حجر را دست بسته به مرج العذراء آوردند و نام آن جا را پرسيد و فهميد، گفت: من اولين مسلماني بودم که در اين منطقه تکبير گفتم و خدا را ياد کردم، اينک دست بسته و اسير مرا به اين جا آورده‌اند!

6 – فرزندم را زودتر از من به قتل برسان

«لبيب وجيه بيضون» در «حجر بن عَدي الکِندي، راهب اصحاب محمد» مي‌نويسد: طبق برخي نقل‌ها، فرزند حجر به نام «همّام» نيز همراه پدر بود. حجر به جلاد گفت: اگر به کشتن پسرم همام نيز مأموريت داري، او را زودتر از من به قتل برسان. جلاد نيز چنين کرد. وقتي به حجر گفته شد چرا چنين خواستي و داغدار فرزند نوجوان خويش شدي، گفت: ترسيدم وقتي شمشير را بر گردن من ببيند وحشت کند و دست از ولاي اميرالمؤمنين بردارد و در نتيجه، در روز قيامت من و او در بهشت برين که خداوند به صابران وعده داده است، همراه هم نباشيم.

7 – ذيركي حجر

در شرح نهج البلاغة: جلد 4 صفحه 58 آمده است: « يعقوب، قال: حدثنا ابن عيينة. قال: حدثنا طاووس، عن أبيه، قال: أنبأنا حجر بن عدي قال: قال لي علي (عليه السلام) كيف تصنع إذا ضُربت وأُمرت بلعنتي ؟ ! قلت له: كيف أصنع ؟ قال العني ولا تبرأ مني، فإني على دين الله. قال: ولقد ضربه محمد بن يوسف، وأمره أن يلعن عليا ! وأقامه على باب مسجد صنعاء، قال: فقال: إن الأمير أمرني أن ألعن عليا، فالعنوه لعنه الله. فرأيت مجوازا من الناس إلا رجلا فهمها وسلم.

حجربن عدي خبرداد به ما كه روزي علي (ع) به من گفت:

چه مي‌كني اگر تو را بزنند و فرمان بدهند مرا لعن كني؟ به آنحضرت عرض كردم: چه كنم؟

فرمود: لعن كن ولي از من بيزاري منما كه من بر دين حق هستم.

راوي(ابو طاووس) گفته است: محمد بن يوسف حجر را مي‌زد و از او مي‌خواست كه علي(ع) را لعن كند. او را در جلو درب مسجد صنعا ايستاند و از او خواست كه علي(ع) را لعن كند. حجر گفت: امير به من فرمان داده است که علي(ع) را لعن کنم. پس، لعنش کنيد، که خدا لعنش کند .... و منظور او را كسي نفهميد و آنجا جان سالم به در برد.

8 – حجربن عَدي كيست

حجر بن عدي کندي از جمله اصحاب پيامبر اسلام(ص) و از ياران صديق و باوفاي اميرمومنان(ع) بود که در جنگ‌هاي بسياري از جمله صفين و نهروان شرکت داشت و در رکاب امام اول شيعيان جنگيد.

در جريان صلح امام حسن(ع) با معاويه نيز با اينکه خواستار نبرد بود اما به فرمان امام عصر خويش گوش فرا داد و از اين دستور تبعيت کرد تا اينکه پس از شهادت امام مجتبي(ع) و گرويدن شيعيان به اباعبدالله(ع)، معاويه دستور داد شيعيان نزديک به آن حضرت را زير نظر گرفته و آزار و اذيت کنند که در اين ميان بسياري از آنها به شهادت رسيدند و حجر بن عدي هم جزو کساني بود که بغض و کينه امويان گريبان او را گرفت و طعم شيرين شهادت را چشيد.

منبع خبر:

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
منار
سفیر افلاک
خبر آزاد
بیان روز
لرسو
خبر چگنی
دلفان امروز
ازنا خبر
آساره خبر
خبر افلاک
حرف لر