اختصاصی گرین/

گرین : متون ديني يهود، مهم‌ترين عامل ايجاد نحله ي فاسد يعني شيطان پرستي بوده است؛ زيرا در آموزه‌هاي يهودي و عبراني، شيطان نه يک موجود بد بلکه فرشته‌اي خادم براي آزمايش انسان‌هاست.

کد خبر: ۱۶۳۰
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۴۳

نگاهي به عرفان هاي نوظهور

 عرفان اِکنکار

 نگاهي به تاريخچه ي اين عرفان

 «عرفان اکنکار» از مکاتب عرفاني کاملا جديدي است که در ايالات متحده امريکا پديد آمده است. در ميان جنبش‌هاي شبه‌معنوي جديد، اکنکار شايد تنها فرقه ي شبه‌ديني باشد که به صورتي منسجم‌تر و مشخص‌تر در ايران به فعاليت‌ پرداخته است.«اکنکار» به دانش وارد و خارج شدن روح از بدن گفته مي‌شود.1 خلاصه ي «طريقه اک» آن است که بايد روح را از بدن جدا کرد.

 

پيروان اين فرقه راه کارهاي مختلفي را براي نيل به هدف فوق ارائه مي‌کنند که استفاده از هر نوع مواد مخدر، ايجاد رابطه، يوگا و نوشيدن مشروبات ‌الکلي از جمله ي آن هاست.پديدآورنده ي اين عرفان، «پال توئيچل» متولد کنتاکي امريکاست. وي عضو نيروي دريايي امريکا بوده که در سال 1965 ميلادي به روشنايي رسيده! و تعاليم خود را با عنوان «عرفان اک» عرضه کرده است؛ مکتبي برگرفته از آموزه‌هاي يکي از فرزانگان تبتي به نام «ربازار تابارز».

 

افکار و عقائد

 

توئيچل خود را پيامبر مي‌دانست و پس از خود نيز اين مقام را به شخص ديگري به نام «هارولد کلمپ» عضو نيروي دريايي امريکا و شاگرد سرّي خود واگذار کرد که امروزه «استاد حق» در قيد حيات در طريقه ي اکنکار به شمار مي‌رود. کتاب مقدس اين فرقه «شريعت‌ کي‌سوگمات» نام دارد و پيروان اين فرقه مدعي‌اند که از طريق رؤيا بيني، خود را تا مقام همکار خداوند ارتقا مي‌دهند. از اين فرقه تاکنون شصت کتاب به زبان فارسي ترجمه شده است.استفاده از روح به عنوان کالبد طبيعي انسان براي سفر به دنياي ماوراء و ترک کالبد فيزيکي براي رسيدن به هدف نهايي يعني رسيدن به بهشت حقيقي، شعار اين فرقه است؛ براي همين اکنکار را «حکمت باستاني براي سفر روح» يا «فرقه ي دانش باستاني سفر روح» در عصر حاضر معرفي کرده‌اند.

 

تفکر پايه‌اي اکنکار، ريشه در تاريخ به‌ويژه هندوئيسم دارد و اساس آن را تناسخ تشکيل مي‌دهد. اکنکار به خدا اعتقادي ندارد و فقط از بهشت سخناني مي‌گويد. قيامت نيز در اين تفکر جايي ندارد و آن را اختراع کليسا براي کنترل توده ي مردم مي‌داند. در اين عرفان، نور و صوت نيز از محورهاي اساسي است که در ترک بدن توسط روح و بازگشت به آن نقش مؤثري دارد.

 

از اشکالات مهم بر اين مکتب که پاسخي هم براي آن ندارد اين است که اين مکتب عرفاني - که اساس آن را سفر روح تشکيل مي‌دهد - از سفر روح هيچ هدفي ندارد و صرف سفر روح را هدف نهايي مي‌داند، درحالي‌که خروج روح از بدن نمي‌تواند هدف باشد بلکه يکي از مراحل و منازلي است که سالک در آغاز راه به آن دست مي‌يابد تا به هدف غايي که وصول به خداست برسد و حال اين که اين هدف در اين عرفان، گمشده‌اي است که کسي به دنبال آن نيست.

 

شيطان‌پرستي

 

نگاهي به تاريخچه ي شيطان‌پرستي

 

شيطان‌پرستي پيشينه‌اي هزاران ساله دارد و دليل آن را پرستش هر موجود داراي قدرت از سوي مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر مي‌دانند که نمونه ي آن در آيين زرتشت و قبل از آن در دنياي مصر باستان و بين‌النهرين ديده مي‌شود، اما براي نخستين بار «توماس‌هاردينگ» در 1565 ميلادي در کتاب «تکذيب يک کتاب» واژه ي شيطان‌پرستي را عليه «مارتين‌لوتر» به کار برد و باعث ترويج و شيوع اين لفظ شد، تا آن‌جا که شيطان‌پرستي در قرن‌هاي هفدهم و هجدهم ميلادي در برخي کشورهاي غربي به صورت يک رسم ظهور پيدا کرد که به مخالفت با دين‌هاي ابراهيمي مي‌پرداخت.

نشانه ي ستاره ي صبح، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم مخفيانه «کابالا» و جادوگري براي احضار ارواح شيطاني استفاده مي‌شود. اين علامت را شيطان‌پرستان با دو رأس در بالا و ملحدان با يک رأس در بالا استفاده مي‌کنند.

 

در سال‌هاي آغازين قرن بيستم، برخي عناصر سست‌ايمان با تکيه بر گرايش‌ها و نظريات توراتي و پروتستاني به طور مخفيانه جريان شيطان‌پرستي را با ويژگي‌هايي همچون گناه‌گرايي، قتل، تجاوزات جنسي، نابود کردن اصول اخلاقي، بي‌توجهي به مسائل توحيدي و... پايه‌گذاري کردند. آنان با استفاده از موسيقي‌هاي جذاب و متنوع، انجام اعمال خارق‌العاده و دور از ذهن و با استفاده از خلأ معنويت در غرب، عده‌اي را به عضويت گروه خود درآوردند و بعدها نيز توسط قدرت‌هاي بزرگ سياسي مورد حمايت و پشتيباني قرار گرفتند. سال 1960 را مي‌توان به‌طور جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطان‌پرستان در امريکا دانست، يعني زماني که يک جريان شيطان‌پرستي مسيحي به ‌طور رسمي در کشور امريکا فعاليت خود را به عنوان يک فرقه و مکتب آغاز کرده است.

 

ظهور اين پديده، مديون حمايت‌هاي بي‌دريغ سرمايه‌داران يهودي و فراماسون‌ها بود. جادوگري و شيطان‌پرستي را در اوايل قرن 19 ميلادي، بعضي از سرمايه‌داران و اشراف‌زادگان انگلستان که عضور گروه‌هاي فراماسونري بودند، به رهبري «سر فرانسيس داشو» با نام «باشگاه آتش جهنم» در شهر لندن تأسيس کردند و با تلاش آن ها، اين گروه‌ها در امريکا نيز رواج يافتند.

 

اغلب سرمايه‌داراني که حامي شيطان‌پرستان بودند از قاچاقچيان و توليدکنندگان مشروبات الکلي و مروجان قمارخانه‌ها و مراکز فساد در اروپا و امريکا بودند و علت حمايت آن ها از اين گروه‌ها جلب سود از فروش مشروبات و ترويج آن در جامعه توسط اين گروه‌ها بود، به‌طوري که اکنون يکي از بزرگ‌ترين توليد‌کنندگان مشروبات الکلي در جهان «ساموئل برنفمن» رئيس غول صنايع شراب‌سازي در دنيا، يک يهودي مهاجر است. «روچيلد»، سلطان دنياي پنهان که بزرگ‌ترين امپراتوري قمار دنيا را در امريکا ايجاد کرد و از قاچاقچيان مشروبات الکلي و مواد مخدر است نيز يک يهودي و از حاميان اين گروه‌هاست. اولين بنيان‌گذار شيطان‌پرستي نوين «آنتوان شزاندر لاويِ» يهودي است که مؤسس کليساي شيطان بود.

 

افکار و عقائد

 

بيشتر شيطان پرستان به جاي اطاعت از قوانين خدايي يا طبيعي و اخلاقي، بر پيش رفت فيزيکي خود با راهنمايي هاي موجودي مافوق با قوانيني فرستاده شده، تمرکز دارند و از باورها و گرايش هاي اديان گذشته، مخصوصاً اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت، اسلام) اجتناب مي کنند. آن ها به جاي محور قرار دادن خدا در مرکز هستي، بيشتر گرايش هاي خودپرستانه دارند و با الگوگيري از مکتب هاي ماترياليستي و اُمانيستي، خودمحور و جادومحور هستند و خود را در مرکز هستي و قوانين طبيعي مي بينند. بعضي ديگر نيز شيطان را خدا مي دانند و به پرستش او روي مي آورند.

 

گروه‌ها و گرايش‌ها

 

شيطان‌پرستان را به دو گروه اصلي تقسيم کرده‌اند:

 

الف) شيطان‌پرستي فلسفي (معاصر)

 

ب) شيطان‌پرستي ديني (سنتي)

 

الف) شيطان‌پرستي فلسفي (معاصر)

 

به طور غيررسمي و گسترده، اين شاخه از شيطان پرستي را منتسب به آنتوان شزاندر لاوي، مؤسس و کاهن اعظم کليساي شيطان و نويسنده کتاب «انجيل شيطاني» و بنيان‌گذار «شيطان پرستي لاويي» مي دانند. او در 1930 در شيکاگو به دنيا آمد و در سال 1950 در دايره ي جنايي پليس امريکا مشغول به کار شد. از ازدواج اولش دختري به نام «کلارا لاوي» و از رابطه ي عاشقانه اش که هيچ وقت به ازدواج منجر نشد، دختر دوم او به نام «زنا لاوي» به دنيا آمد.

 

او يک پيانيست مشهور بود که شب هاي جمعه به ارائه سخنراني هاي سرّي خود به نام «دايره ي اسرارآميز» مي-پرداخت و در همين حلقه بود که يکي از اعضا پيشنهاد تأسيس آيين جديد را به او داد. او در 30 آوريل سال 1966 در حالي که سر خود را (به عنوان رسم آيين جديد) تراشيده بود، بنيان‌گذاري کليساي شيطان را اعلام کرد و همان سال را سال اول عهد شيطان اعلام کرد و خود را کاهن کليساي شيطان ناميد.او با انتشار کتاب انجيل شيطاني در 1969 تعاليم کليساي شيطان را پايه ريزي نمود و شيطان را فرمانرواي زمين اعلام کرد. او در 1997 بر اثر تورّم ريه مُرد و جسدش به رسوم شيطاني سوزانده شد و خاکسترش بين وراث تقسيم گشت تا از قدرت اسرارآميز آن در پرستش شيطان استفاده کنند.

 

اکنون «پيتر گيلمورا» رهبر کليساي شيطان است. آنتوان لاوي تحت تأثير نوشته هاي فردريک نيچه، آليستر کرالي، مارک دسيد و چارلز داروين و بسياري ديگر قرار داشت و تعاليم خداجويانه کليساها را مسخره مي نمود و شيطان در نظرش موجودي مثبت بود. شيطان پرستان لاويي نيز را خداي خود مي‌دانند و اعتقادي به خدا ندارند.

 

ب) شيطان پرستي ديني (سنتي)

 

گرايش هاي شيطان پرستان ديني شباهت هاي زيادي به شيطان پرستان فلسفي دارد، با اين تفاوت که در اين مکتب، شيطان‌پرست اول بايد يک قانون ماوراء‌طبيعي را که در آن يک يا چند خدا تعريف شده است و همه شيطاني‌اند يا به وسيله ي شيطان شناخته مي‌شوند، بپذيرد. اين شياطين مي توانند ذهني باشند و يا از بين الهه هاي باستان بين‌النهرين، مصر و... برگزيده شوند. بقيه ي شيطان پرستان، ادعاي پرستش خداي اصلي را دارند و بعضي نيز شيطان سقوط کرده در انجيل را مي‌پرستند. همه ي فرقه‌هاي شيطان پرستي، يک اصل مشترک دارند و آن هم در اولويت قرار دادن خودِ مشخص است.

گروه متاليکا در حقيقت ضد ارزش‌هايي را ارائه مي‌کند که شامل بازگشت به تاريکي (محور اصلي تفکرات شيطان‌پرستي)، بي‌رحمي، تجاوزات جنسي، فحاشي و هجوم به جامعه و فرهنگ عمومي آن است. متاليکا از هم‌جنس‌بازي دفاع مي‌کند و آلبومي را در سال روز مرگ «کوئين» هم‌جنس‌باز به نام امريکايي منتشر کرد.

 

گروه ديگر شيطان پرستان «شرّ پرستان» هستند که در دوران تفتيش عقايد مذهبي از طرف کليسا، شکل گرفتند و متهم به اعمال کريه‌ي مثل «خوردن نوزادان»، «قرباني کردن دختران باکره پس از تجاوز به آن ها» و «نفرت از مسيحيت» هستند و رواج انواع فحشا و مسائل سکسي و جنسي در بين آن ها بيداد مي کند. آن ها دنيايي را ترسيم مي کنند که هيچ روزنه ي اميدي براي آن متصور نيست لذا شيطان پرستي را دنياي تاريک نيز ناميده‌اند. خودکشي از موارد رايج اين آيين است و آن را بهترين راه رسيدن به حقيقت مي دانند.

 

صهيونيسم و شيطان‌پرستي

 

بسياري بر اين باورند که متون ديني يهود، مهم‌ترين عامل ايجاد اين نحله ي فاسد بوده است، زيرا در آموزه‌هاي يهودي و عبراني، شيطان نه يک موجود بد بلکه فرشته‌اي خادم براي آزمايش انسان‌هاست. همچنين قرار گرفتن پرچم اسرائيل در يکي از نمادهاي اين فرقه نيز مؤيد ديگري در اين زمينه است. در نگاهي جامع، ارتباط رژيم صهيونيستي و نقش آن در سازماندهي گروه‌هاي شيطان‌پرست در محورهاي زير قابل اشاره است:

 

1. اين گروه‌هاي به لحاظ فلسفه ي اوليه  و بسترهاي معرفتي، دامنه ي وسيعي از ارتباط با اين رژيم را داشته و خواهند داشت.

 

2. بودجه، نظارت، پشتيباني و... شيطان‌پرستان فعال در ايران، به صورت مستقيم توسط سازمان «موساد» تأمين شده و اين سلسله اقدامات با اهداف امنيتي دنبال مي‌شود.

 

3. نحله‌هاي مختلف شيطاني توسط دو سازمان عمده ي جاسوسي يعني «سيا» و «موساد» سازماندهي و هدايت مي‌شوند.

 

4. رژيم صهيونيستي از اعضاي اين گروه‌ها براي مقاصد شوم سياسي و جاسوسي بهره مي‌گيرد.

 

موسيقي و شيطان‌پرستي

 

شيطان‌پرستان با استفاده از موسيقي توانستند به نفوذ خود در بسياري از نقاط جهان بيفزايند. بيشتر اين اقدامات، در فضاي تأسيس و فعاليت گروه متاليکا دنبال شده است.

 

متاليکا

 

در سال 1981 يک نوازنده ي درام به نام «لارس الريچ» با انتشار آگهي فراخوان، تشکيل گروه «هوي‌متال» را اعلام کرد و پس از مدتي موفق به جذب افراد مختلفي شد. در ظاهر، اين گروه، فعاليت ابتدايي خود را به صورت پنهاني، غيرقانوني و زيرزميني آغاز کرد اما در حقيقت، حمايت سازمان جاسوسي امريکا را به عنوان پشتوانه ي خود داشت.

 

درباره ي محتوا و ارزش‌هاي القايي متاليکا بايد گفت که اين گروه در حقيقت ضدارزش‌هايي را ارائه مي‌کند که شامل بازگشت به تاريکي (محور اصلي تفکرات شيطان‌پرستي)، بي‌رحمي، تجاوزات جنسي، فحاشي و هجوم به جامعه و فرهنگ عمومي آن است. متاليکا از هم‌جنس‌بازي دفاع مي‌کند و آلبومي را در سال روز مرگ «کوئين» هم‌جنس‌باز به نام امريکايي منتشر کرد.

 

خوانندگان اين گروه، روي صحنه و در کليپ‌هاي خياباني، دست به خوردن و آشاميدن ميوه‌هاي فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار مي‌زنند و از کثيف‌ترين گروه‌هاي موسيقي جهان به‌شمار مي‌آيند. «برايان هاگ وارنر» با نام مستعار «مرلين منسون» يکي از آن نمونه افرادي است که با بهره‌گيري از احساسات جوانان دورمانده از معنويت و به مدد کارهاي شنيع، توانسته به شهرت و ثروت کلاني دست يابد و در سال 1997 يکي از خبرسازترين چهره‌هاي جهان شود.

 

دلايل استفاده از موسيقي

 

الف) جاذبه‌هاي مجازي و حاشيه‌‌‌اي موسيقي متاليکا، مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران و پسران.

 

ب) ارزان و قابل دست رسي بودن موسيقي با توجه به ارتقاي تجهيزات فني تکثير و توزيع.

 

ج) کاهش سطح حساسيت - يا حساسيت‌زدايي - از طريق نفوذ به خانواده‌ها، شرکت‌ها، اتومبيل‌هاي شخصي، رايانه‌هاي شخصي و در نهايت گوشي‌هاي تلفن همراه.

 

شيطان‌پرستي در ايران

 

در کشور ما، شيطان‌پرستي تحرک و فعاليت زيادي دارد ولي به صورت مخفي و زيرزميني و سبک تبليغ آن کمتر عقيدتي است. وضعيت فعلي شيطان‌پرستان در ايران در چهار محور قابل بررسي است:

 

تحرک در اينترنت: وبلاگ‌نويسي، گفت‌وگو در محيط ياهو 360 درجه، سايت کلوپ دات‌کام، دريافت خبرنامه و...

 

ترويج نماد‌ها: مغازه‌ها و اصناف فروشنده ي زيورآلات نقره اي، فروشگاه‌هاي پوشاک جوانان و بانوان - به‌ويژه در شهر تهران – وظيفه ي اصلي ترويج شيطان‌پرستي در داخل کشور را بر عهده دارند.

جادوگري و شيطان‌پرستي را در اوايل قرن 19 ميلادي، بعضي از سرمايه‌داران و اشراف‌زادگان انگلستان که عضور گروه‌هاي فراماسونري بودند، به رهبري «سر فرانسيس داشو» با نام «باشگاه آتش جهنم» در شهر لندن تأسيس کردند و با تلاش آن-ها، اين گروه‌ها در امريکا نيز رواج يافتند.

 

ترويج متاليکا: گروه‌هاي موسيقي متاليکا همچون گروه «رامان» و گروه «osd» که توسط افرادي چون «بابک خواجه‌پور»، «ژانو باغوميان» و... اداره مي‌شود به‌عنوان شاخصي از فعاليت رو به گسترش اين گروه است.

 

پارتي‌هاي شبانه: دعوت به پارتي‌ها و مهماني‌هاي شبانه که با انواع مشروبات الکلي، آميختگي پسران و دختران با پوشش‌هاي نامناسب، موسيقي بي‌ريشه، جاز و قرص‌هاي روان‌گردان و مواد مخدر مانند شيشه و کوکائين و... صورت مي‌گيرد و متأسفانه بسياري از جوانان شرکت‌کننده از ماهيت اين مجالس بي‌اطلاعند و صرفا با دعوت از طريق اينترنت و يا دوستان به اين مجالس راه مي‌يابند، بدون اين‌که از شيطان‌پرستي و عقايد آنان اطلاعي داشته باشند.

 

علائم و سمبل‌ها

 

در پايان به ارائه ي بعضي از علايم و سمبل‌هاي شيطان‌پرستان مي‌پردازيم که اين علايم اعتقادات و شعارهاي آنان را نيز هويدا مي‌کند. اين‌ نمادهاي معروف شيطان‌پرستي حتي ممکن است (بدون اطلاع از فلسفه‌شان) روي برخي از لباس‌هاي جوانان ما نقش بسته باشد.

 

پنج‌ضلعي وارونه (Invert Pentagram)

 

نشانه ي ستاره ي صبح، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم مخفيانه «کابالا» و جادوگري براي احضار ارواح شيطاني استفاده مي‌شود. اين علامت را شيطان‌پرستان با دو رأس در بالا و ملحدان با يک رأس در بالا استفاده مي‌کنند. در هر حال اين علامت، نشانه ي شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آن ها و يا دور آن دايره‌اي کشيده شده باشد يا خير. در هر حال اين علامت شيطان است.

 

ديو بافومت (Baphomet)

 

علامت شيطان‌پرستي، خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.

 

علامت انسان، نشانه ي جانور (هيولا)، مکاشفات 18:13: «...پس هر کس حکمت دارد، عدد وحش را بشمارد زيرا که عدد انسان است و عددش 666 است.»

 

صليب شکسته يا چرخ خورشيد (Swastika or Sun Wheel)

 

يک علامت مذهبي باستاني است که سال‌ها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار مي‌رفت. اين علامت در کتيبه‌هاي بودايي و مقبره‌هاي سلتي و يوناني استفاده مي‌شد. در آيين پرستش خورشيد، اين علامت به نظر مي‌رسد نشانه ي مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.

 

چشمي که به همه‌ جا مي‌نگرد (All Seeing Eye)

 

آن ها معتقدند که اين، چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد، بر تمام دارايي‌ها حکومت مي‌کند. اين علامت در پيش‌گويي‌ها به‌کار مي‌رود. جادوها، نفرين‌ها، کنترل‌هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار مي‌کنند. اين علامت روشن فکران نيز هست. به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد؛ اين علامت اساس نظم‌ نوين ‌جهاني است.

 

صليب وارونه (Upside Down Cross)

 

نشانه ي استهزا و رد کردن مسيح است. گردن بندهاي آن، توسط شيطان‌پرستان زيادي به کار مي‌رود. اين علامت را مي‌توان همراه خواننده‌هاي راک و روي آلبوم‌هاي آن ها ديد.

 

شکل سر بز (Goat Head)

 

بز شاخ دار، بز مِندِس (همان بَعل، خداي باروري مصر باستان)، بافومت، خداي جادو، بز طليعه يا قرباني. اين يکي از راه‌هاي شيطان‌پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود که مسيح مانند برّه‌اي براي گناهان بشر کشته شد.

 

هرج و مرج (Anarchy)

 

اين علامت به معناي از ميان بردن تمام قوانين است. به عبارت ديگر «هرچه تخريب‌کننده است، تو انجام بده» يعني همان قانون شيطا‌ن‌پرستي. اين علامت توسط پانک‌ها، هوي متال‌ها و راک‌ها به کار مي‌رود.

 

ضد عدالت (Anti Justice)

 

تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده ي آن، نشانه ي ضد عدالت يا شورش و طغيان است. فمينيست‌ها از دو تبر رو به بالا به معني مادرسالاري باستاني استفاده مي‌کنند.

 

عرفان ساي بابا

 

نگاهي به تاريخچه ي اين عرفان

 

در هندوستان دو نفر با نام «ساي بابا» داريم؛ يکي ساي بابا شيردي که در سال 1835 در حيدرآباد هند در خانواده‌اي برهمن به دنيا آمد و در 1918 از دنيا رفت. او درويشي بود که تعاليمش را از کتاب‌هاي مقدس هندوها و مسلمانان مي‌گرفت و هوادار چنداني در هند ندارد، گرچه کارهاي خارق‌العاده‌اي چون شفاي بيماران و دانستن زبان حيوانات را به او نسبت مي‌دهند.

 

نفر دوم «سوامي سانيا ساي بابا» است که نماد يکي از فرقه‌هاي فعال و جذاب در داخل ايران است و از عرفان هندي و مخصوصا بودا به شدت متأثر است. او در سال 1926 در جنوب هند به دنيا آمد. براي او کارهاي عجيب فراواني مثل: ايجاد اشيا مانند انگشتر و غيره، قرار گرفتن ميان زمين و هوا به‌طوري که يک متر از زمين بلند شده و در هوا معلق مي‌ماند و... نقل مي کنند.

 

بيشتر کارهاي او که به اشتباه لقب معجزه به آن داده‌اند، تردستي، شعبده‌بازي و جادوگري است. به تازگي يکي از شبکه‌هاي رسانه‌اي خارجي مچ او را گرفت و موجب رسوايي او شد. آن ها با دوربين‌هاي پيشرفته ولي مخفي به نزد او رفته و لحظه ي ظهور چند تا از به‌اصطلاح معجزات او را شکار کرده و در حرکت آهسته ي دوربين مشخص کردند که او با تردستي بعضي اشيا را از درون آستين يا جيب خود با سرعت شگرف بيرون مي‌آورد و به دروغ مدعي مي‌شود آنها را في‌البداهه خلق کرده است و روشن است که ادعاي ايجاد و خلق يعني ادعاي خدايي!

 

افکار و عقايد

 

اعتقادات او شامل تناسخ، اعتقاد به ويشنو از خدايان هندو، عشق به خدا، توجه به عالم درون، برابري مذاهب که يک انديشه ي پلوراليستي است2 و... مي شود.امروزه تعاليم ساي‌بابا (و نيز اشو) پهنه ي وسيعي از نشر کتب و فضاي اينترنت را به خود اختصاص داده است. در کشور ما نيز به‌ويژه در تهران، تبليغات وسيعي درباره ي او صورت مي‌گيرد، و سوداي ديدار با او را در ذهن بسياري از جوانان کم‌اطلاع ولي پرشور مي‌پروراند! تا جايي که در محل زندگي ساي‌بابا در هند، شما روزانه صدها نفر جوان ايراني را مي‌بينيد که براي ديدار او به هند رفته‌اند. از آن‌جا که در طريقه و سلوک او، فساد و فحشا نيز بسيار ديده شده، شکايات فراواني بر ضدش انجام گرفته ولي دولت هند هيچ اقدامي نکرده است. مي‌توان به‌خوبي دريافت که دولت هند از او به عنوان جاذبه ي گردشگري استفاده ي فراواني مي‌برد.

 

پي‌نوشت‌ها:

 1. پال توئيچل، اکنکار، کليد جهان‌هاي اسرار، ترجمه: هوشنگ امرپور، ص 17.

 2. سانيا ساي‌بابا، تعليمات سانيا‌ساي‌بابا (تعليمات معنوي 6) ترجمه: رؤيا مصباحي‌مقدم، ص 17. رضا اخوي

منبع خبر:

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
منار
سفیر افلاک
خبر آزاد
بیان روز
لرسو
خبر چگنی
دلفان امروز
ازنا خبر
آساره خبر
خبر افلاک
حرف لر