گردان شهر بروجرد پس ازپشت سرگذاشتن چندین مأموریت آفندی(عملیاتی) مهم در خط پدافندی گمو واقع در ارتفاعات شمال غرب مستقر شده است .

کد خبر: ۴۵۱۵
تاریخ انتشار: جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۹

چند ماهی است فرماندهی گردان ثارالله شهرستان بروجرد به برادر پاسدار علی حسن نوری محول شده است .

گردان شهر بروجرد پس ازپشت سرگذاشتن چندین مأموریت آفندی(عملیاتی) مهم در خط پدافندی گمو واقع در ارتفاعات شمال غرب مستقر شده است .

سختی کاردر خط مقدم سبب شده است گردان ها و گروهان ها طی جدول زمانبندی خاصی از خط مقدم به پشتیبانی جابجا شوند.

مقر پشتیبانی گردان در کنار سد بوکان واقع شده است . در اواخر بهار سال 67 خط پدافندی گردان ثارالله تحویل گردان محبین می شود و نیرو ها پس از استقرار در قرارگاه پشتیبانی قرار است به مرخصی بروند و بعد از مراجعت از مرخصی روی ارتفاع هزارکانی عملیات کنند . هزارکانی یکی از ارتفاعات استراتژیک در کنار سایر ارتفاعات منطقه از جمله ارتفاعات گمو   گرد رش  و قمیش است .

 هنوز مرخصی گردان قطعی نشده بود که خبر از سقوط ارتفاع شیخ محمد به گوش میرسد.

 فرمانده گردان 4 روز مانده به عملیات طی یادداشتی به برادر علی ذوالفقاری مسئول کارپردازی وقت شهرداری بروجرد از او میخواهد

  به دلیل نیاز گردان به وسایل تدارکاتی و پوتین این وسایل یا پول آن را در اختیار مسئول تدارکات گردان قرار دهد.

  گردان آماده عملیات است ، پشتیبانی مردمی گردان با همان مردم خوب و ایثارگر شهرستان بروجرد است . ادارات ، ارگانها و نهاد های شهرستان مخصوصاً فرمانداری – شهرداری و آموزش و پرورش همه و همه ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ شهرستان را یاری میکنند تا کمک های لازم به دست رزمندگان برسد.

 از طرف دیگر از سوی لشکر به گردان اعلام می شود جهت حضور در خط مقدم آماده شوند پس از انتقال یک گروهان از گردان به خط مقدم نیروهای این گروهان در کنار فرمانده و معاون اول گردان خود به دامنه ارتفاع قمیش میرسند.

 قبل از آنان نیرو های گردان شهدا روی ارتفاع مستقر بوده اند که با حجم آتش سنگین دشمن تعداد زیادی از نیرو ها شهید و زخمی شده اند. ارتباط گردان شهدا با لشکر قطع شده که در هر حال نیرو های درگیر که پیشانی لشکر به شمار میروند نیاز به پشتیبانی دارند از طرفی احتمال سقوط ارتفاع قمیش دور از ذهن نیست . قمیش ازسمت نیروهای خودی کم شیب و از سوی دشمن دارای شیب بسیار تند با صخره های بسیار بزرگ و عمود است.

 درگیری به صورت پراکنده ادامه دارد . حدوود ساعت 4 بعد از ظهر روز 27/3/67 فرمانده گردان با حدود 40 یا 50 نفر نیروی رزمنده پاسدارو بسیجی در کنار پیچ نسبتاً تندی در کمر ارتفاع قمیش مستقر شده و ضمن تقویت خود ازنظر آذوقه و مهمات به سمت ارتفاع حرکت میکنند.

  در مسیر راه تا رسیدن به قلّه تعدادی از نیرو های رزمنده شهید یا مجروح میشوند . برادر پاسدار سعید شریف طبع مسئول پشتیبانی گردان به همراه یک دستگاه لندکروز سوسماری با مقداری آذوقه و مهمات به سمت نیرو های گردان در حال حرکت است.

 یکباره به طور ناگهانی عراقی ها با شلیک پی در پی راه را بر سعید می بندند و او را مجروح میکنند . سعید با تنی مجروح از لندکروز پائین می آید و کشان کشان خود را به عقب می کشاند . همه نیرو های گردان شهدا قلع قمع شده اند . تعداد اندکی هم از نیرو های گردان ثارالله سالم به نوک ارتفاع میرسند . تا نیرو ها در ارتفاع مستقر میشوند هوا تاریک شده است . دشمن نیرو های زیادی را به منطقه گسیل داشته است .

 جنگ و خونریزی همچنان ادامه دارد و گردان همچنان تلفات میدهد. هر از گاهی رادمردی سر بر خاک و خون میگذارد. برای فرمانده ثارالله چند نیروی رزمنده پاسدار و بسیجی به تعداد انگشتان دست باقی مانده است. او یار دیرین و معاون پاسدار خود برادر محمد حسینی را نیز به همراه دارد . همین اندک نفرات با صلابت ارتفاع قمیش را تا صبح حفظ میکنند .

  قمیش هنوز سقوط نکرده است ، امّا مهمات بچه های پای کار به اتمام رسیده است . صبح که میشود مهماتی برای آنان باقی نمانده است . به لحاظ اشرافی که از بالا به دشمن دارند مجبور میشوند ارتفاع را با سنگ حفظ کنند و با سنگ بجنگند. برای آنان امکان برگشت نیست .

 چند نفر جنگ آور دلیر در کنار فرماندهان دلاور خویش شهیدان علی حسن نوری ومحمد حسینی آخرین فرماندهان شهید گردان ثارالله با دفاعی جانانه از اسلام و انقلاب دفاع میکنند.

 دشمن که نفوذ به ارتفاع را بی نتیجه میبیند با آتش پرچم ارتفاع را می پوشاند به نحویکه وجب به وجب ارتفاع را با انواع و اقسام گلوله ها پوشش می دهد . صدای انفجار زمین و زمان را در بر گرفته است . آفتاب در حال طلوع است . امّا خورشید پر فروغ گردان در کنار معاون و نیروهای دلاورش همگی با هم غروب میکنند.

 رزمندگان گردان یکی پس از دیگری به شهادت میرسند و ارتفاع قمیش برای همیشه سقوط میکند.

 تلالو نور زرفام خورشید بر لباسهای سبز و خاکی میتابد و سکوتی عجیب صخره های سخت قمیش را فرا گرفته است.

  گفتم به شفق چرا چنین گلگون                          آخر تو چه کرده ای چنین در خونی

 مهری ز سکوت بر لبش زد خندید                         یعنی تو ز کیش عاشقان بیرونی

نویسنده : کاوه گودرزی

مطالب مرتبط:
برچسب ها: گردان ثارالله 
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
منار
سفیر افلاک
خبر آزاد
بیان روز
لرسو
خبر چگنی
دلفان امروز
ازنا خبر
آساره خبر
خبر افلاک
حرف لر