من خیلی عوض شدم!

کد خبر: ۷۱۷۰
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۳

تگین سلیمان نوشت:

می گفت:

یه روز با خودم خلوت کردم و هی فکر کردم و هی فکر کردم؛

با خودم حرف می زدم و می گفتم حالا به کجا رسیدی؟ چی شدی؟

حدود ده ساله که نمازهاتو اول وقت خوندی ، حساس بودی ، خیلی حواست بود که نمازت به تأخیر نیفته، خوب حالا چکار کردی؟!

مگه عارف بزرگ ، مرحوم سید علی قاضی نگفته هر کس نمازشو اول وقت خوندو به مقامات عالیه نرسید ، منو لعن کنه؟!

مگه عارف وارسته ، مرحوم آیت الله بهجت نگفته هر کس نمازشو اول وقت بخونه ، به آنجایی که باید برسه، میرسه؟!

پس چی شد؟ به کجا رسیدی؟!چی شدی؟!

می گفت:

هی با خودم حرف زدم ، به ذهنم رسید که خودمو مقایسه کنم با ده یا پانزده سال پیش ، با اون موقع که نمازمو اول وقت نمی خوندم، مثل یه کارشناس ریز بین ، رفتم توی کار خودم!

هی رفتار و افکار و اعمالمو مقایسه می کردم با اون سالها!

وقتی کلاهمو قاضی کردم ، دیدم خدائیش خیلی عوض شدم:

- اون موقع حرص می زدم اما حالا اصلا حرص نمی زنم و خدا رو همه کاره می دونم!

- اون موقع فکر می کردم دیگران کاره ای هستن اما حالا فقط خدا رو توی عالم مؤثر می دونم!

- اون موقع تا کم میاوردم ، زود به این و اون متوسل می شدم اما حالا اگه بمیرم ، بنده کسی نمیشم!

- اون موقع این و اون برام کسی بودن اما حالا می دونم که اونا هیچکاره و بندگان ضعیف خدا هستن!

-اون موقع فقط در شرایط خاصی به یاد خدا بودم ، اما حالا خدا یک دقیقه هم از ذهن و دلم نمیره!

-اون موقع حرف این و اون برام مهم بود اما حالا اگه بدونم درست دارم حرکت می کنم، از قضاوت و سرزنش کسی باکی ندارم و اهمیت نمیدم!

- اون موقع فکر می کردم کسی هستم اما حالا می دونم که پر کاهی هم نیستم و باید خاضعانه به بندگان خدا خدمت کنم و کوچیک همه باشم!

-اون موقع بعضی وقتا برای خودم ملاحظاتی داشتم و گفتن حرف حق برام سخت بود اما حالا از گفتن حرف حق ابایی ندارم ، حتی به قیمت جانم!

- اون موقع خرج کردن در راه خدا برام کمی سخت بود و از فقر می ترسیدم ، اما حالا خیلی وقتها پولی رو که به فقیر میدم ، اصلا نمی شمارم و توکلم به خداست!

- اون موقع بیشتر به خودمو خانوادم فکر می کردم ، اما حالا غصه ی همه ی مردم رو می خورم و غم و شادی اونا برام مهمه!

-اون موقع....اما حالا.....

خلاصه هی گفت و گفت...

 گفتم:

پس خیلی چیزا گیرت اومده و نمی دونستی!

گفت:

تازه همه رو نگفتم ، به خیلی چیزا رسیدم از برکت نماز اول وقت!

گفتم:

همینه دیگه ، بزرگان ما انسان شاس هستنن ، میدونن درد ما چیه و چه دارویی میخواد؛

لابد فکر می کردی باید بعد از مدتی که نمازتو محافظت می کردی ، باید به گنج و طلای فلزی می رسیدی!!

اما بدون ، این چیزایی که گفتی ، از هر گنج و طلایی برات بهترن ، چون گنج و طلا ماندگاری ندارن ، یه روز ی یا تو از اونا جدا میشی و یا اونا از تو ، اما اینا رو که گفتی ، از تو جدا نمیشن ، اینا مونس دنیا و برزخ و قبر و آخرت و همنشین تو در اون دنیا هستن....

نویسنده : نگین سلیمان

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
منار
سفیر افلاک
خبر آزاد
بیان روز
لرسو
خبر چگنی
دلفان امروز
ازنا خبر
آساره خبر
خبر افلاک
حرف لر